آن‌چه ما را كنار هم نگه می‌دارد و به هم نيازمند می‌كند، نه شوقی كه در كاميابی‌های‌ كم‌ياب‌مان برای هم خرج می‌كنيم، كه نيرويی‌ست كه از تسلسل بی‌وقفه‌ی ناكامی‌های يكديگر كسب می‌كنيم؛ آن‌جا كه "شكست" گوشت و پوستی همچون خودمان، رضايتی ابلهانه از روند خلل‌ناپذير امور جهان و شباهت ابلهانه‌‌تر همه‌مان به هم را برايمان به ارمغان می‌آورد.