کارنامه ی مولانا عمودالدین ذکر ثانی، شیخ حلماژ – 8
آن بر آورنده ی آلام، آن سپوزنده ی احشام، آن "راست" مرد کبیر، آن جنباننده ی گوش (!)، مولانا عمود الدین ذکر ثانی شیخ حلماژ کثر ا.. امثالهم، بزرگ خاندان حلماژ بود و نقل است که از پنج جهت نسب به شیخنا ابوحلیم حلماژی سر سلسله ی حلماژیان می برد: از جده و مادر و خاله و دختر خاله، و نیز از قفا!
از وی در نقل است که روزی مریدان احتجاج کردند که: "یا شیخ! سالیانیست که در محضر مبارکت تلمذ نموده، کمر خدمت حضرتت بربسته، یاران هم دل بوده ایم. کلامی نیک در وصف خدمت گزاری صادقانه ی ما بگوی تا ما را دل بدان خوش باشد و به واسطه ی آن همه گان ما را بشناسند و در تاریخ باق بمانیم و بدانند ما چنان بوده ایم و الخ."
گویند شیخ بی درنگ و بی اندیشه فرمود: "ک_و نیا ن کفش مرا دزدیدند". نقل است که جمله مریدان بدین سخن جامه ها بدریدند و نعره ها بزدند و از هوش برفتند.